السيد هاشم البحراني ( مترجم : ياسرى )

85

معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى )

خانه نبود . پرده را بالا زديم ، خانه‌اى بزرگ بود . درياچه‌اى در وسط آن قرار داشت و در دورترين نقطهء خانه حصيرى بود كه دانستيم بر روى آب قرار دارد و بر روى آن مردى با نيكوترين هيئت و منظر در حال نماز گزاردن بود ، و به ما و هيچ‌يك از وسايلمان توجهى نكرد . احمد بن عبد الله پيشى گرفت تا پاى به درون خانه بگذارد اما درون آب افتاد و شروع به دست و پا زدن كرد [ تا جايى كه نزديك بود غرق شود ] دستم را به سويش دراز كردم و او را نجات دادم كه از هوش رفت و ساعتى در آن حال بود . و شخص ديگر همراه من آن عمل را تكرار كرد و مانند همان حادثه به سر او درآمد و من مبهوت شده بودم . به صاحب‌خانه عرض كردم : از خداوند و از شما عذر مىخواهم . به خدا سوگند نمىدانستم كه چه خبر است و من به سوى چه كسى آمده‌ام و به سوى خدا توبه مىكنم . او به چيزى از آن‌چه گفتم ، توجهى نكرد و ما بازگشتيم در حالى كه معتضد در انتظارمان بود و به نگهبانان دستور داده بود كه هروقت آمديم ، وارد شويم . پاسى از شب گذشته ، بر او وارد شديم . از ما دربارهء آن موضوع سؤال كرد و ما آن‌چه را مشاهده كرده بوديم براى او بازگفتيم پس گفت : واى بر شما ، آيا با كسى قبل از من ، برخورد كرديد ، و چيزى از اين ماجرا را براى ديگرى بازگو كرديد ؟ گفتيم : نه . قويا سوگند ياد كرد كه اگر خبر اين ماجرا [ خارج از جمع ما ] به او برسد ، گردن‌هايمان را بزند . و ما جرئت بيان آن را تا بعد از مرگ وى نداشتيم . « 1 »

--> ( 1 ) . شيخ طوسى ، همان ، ص 248 ، ح 218 .